هوش هیجاني و مدیریت بازار

هوش هیجاني و مدیریت بازار

هوش هیجاني و مدیریت بازار

هوش هیجانی چیست؟

در سال ۱۹۸۰ برای اولین بار دو روانشناس آمریکایی به نام های دکتر پیتر سالووی از دانشگاه یل و دکتر جان مایر از دانشگاه نیوهمپشایر بحث علمی هوش هیجانی را مطرح کردند.
در سال ۱۹۹۵ دکتر دانیل گلمن این سؤال را در پر فروش ترین کتابش به نام هوش هیجانی مطرح می کند که “هوش هیجانی چیست و چرا از بهره هوشی مهم تر است؟” در سال ۱۹۹۸ دانیل گلمن در دیگر کتابش تحت عنوان “کارکرد هوش هیجانی” می گوید در محیط کار هوش هیجانی نقش بارزتری در داشتن عملکرد مطلوب نسبت به سایر قابلیت ها از قبیل هوش شناختی یا مهارت های فنی ایفا می کند لذا با پرورش و رشد هوش هیجانی و قابلیت های آن هم
سازمان و هم کارکنان از مزایای آن بهره مند می شوند. تحقیقات نشان می دهد اهمیت هوش هیجانی در جهت پیشرفت جایگاه سازمان ها در حال 
افزایش است. در سطوح رهبری و مدیریت عالی سازمان ۸۵ درصد قابلیت ها برای کسب موفقیت به هوش هیجانی بستگی دارد تا به سایر توانایی های فنی و شناختی. به همین دلیل ایشان می گوید یک فرد فاقد هوش هیجانی حتی اگر بهترین دوره های آموزشی را در دنیا ببیند نمی تواند یک رهبر سازمانی برجسته و موفق باشد.
کارگزاران با هوش هیجانی بالا که در زمینه ارائه خدمات بیمه ای (بیمه عمر، حوادث، درمانی و …) فعالیت می کنند در مقایسه با همکاران خود که از سطح هوش هیجانی کمتری برخورداند بطور میانگین دو برابر درآمد کسب می کنند به عبارتی دو برابر مشتری جذب میکنند.

تعاریف هوش هیجانی

۱٫هوش هیجانی یعنی داشتن مهارت هایی تا بدانیم کی هستیم، چه افکار، احساسات، عواطف وانسجام رفتاری داریم.
۲٫هوش هیجانی یعنی شناخت عواطف خود و دیگران، تا بتوانیم بر اساس آن رفتاری مبتنی بر اخلاق و وجدان اجتماعی داشته باشیم.
۳٫هوش هیجانی شامل توانایی هایی مانند اینکه شخص بتواند انگیزه اش را حفظ کند و در مقابل مشکلات استقامت کند، در شرایط بحرانی و تکانش ها خودش را کنترل کند و خونسردی اش را حفظ کند، کامیابی را به تاخیر بیاندازد، با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد.
۴٫هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی هاست و کمک می کند در زندگی شخصی یا شغلی با دیگران رابطه ای دوستانه و مداراگرایانه برقرار کنیم.
۵٫هوش هیجانی توانایی درک هیجان ها و عواطف به منظور دستیابی به ایجاد هیجان هایی است تا ضامن کمک به تفکر بهتر بتواند منجر به شناخت هیجانات و عواطف گردد.
۶٫هوش هیجانی توانایی درک و شناخت صحیح هیجان ها و عواطف خود و دیگران آنگونه که هستند .

هوش هیجاني و مدیریت بازار

استفاده از هوش هیجاني در تجارت ایده اي نوین مي باشد كه براي بسیاري از مدیران و تجار جانیفتاده است. در واقع بیشتر مدیران كماكان ترجیح مي دهند براي انجام كارها از مغزشان استفاده كنند تا از قلبشان. نگراني اصلي آنها آن است كه احساس همدلي و دلسوزي با همكاران و مشتریان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دور نماید. در هر صورت همه بایستي قبول كنند كه قواعد بازي در دنیاي پست مدرن متفاوت است و بایستي طبق قاعده روز عمل كرد.
شركت هاي هوشمند براي نظارت بر تحولات بازار و همسو شدن با سیستم تغییرات سلیقه اي و استفاده از قوانین تشویقي معمولا بازاریابي طراحي مي كنند.

فرایند كلي مدیریت بازارشامل ۴ مرحله اصلي است
تجزيه و تحليل بازار
انتخاب بازار هدف
تهيه تركيب عناصر بازاريابي
اداره بازار
در لایه هاي مختلف فرایند بازاریابي توجهي ویژه به مشتریان به عنوان شركاي سازمان مي شود. به انسان هایي كه داراي عواطف هستند و هر چه شركت ها به سمت فعالیت هاي خدماتي مي روند این حساسیت بیشتر مي شود.
هوش هیجاني در تك تك مراحل فوق جهت دهنده مدیریت شركت مي تواند باشد.
وقتي فورد به مهندسان خود با تأكید مي گوید این نام من است كه بالاي این شركت نوشته شده است و بعد تصمیم مورد نظر خود را اجرا مي كند بیانگر هوش هیجاني اوست. این بدان معناست كه انسان هایي در بازار بسیار اثر گذارند كه خوب مي دانند در وراي همه منطق هاي ریاضي و علمي نیروي الهام و احساس كارساز است. نیرویي كه از بشر اولیه تاكنون همواره همراه بوده است. در واقع مدیران موفقي كه ساختار علمي بازار را مي شناسند و هوش هیجاني را همچون خون بدان تزریق مي نمایند شگفتي مي آفرینند.
تجار و بازاریابانی که كه هوش هیجاني بالایي دارند یعني كساني كه احساسات خود را به خوبي مي شناسند و هدایت مي كنند و احساسات دیگران را نیز درك مي كنند و هدفمند با آن برخورد مي كنند در اداره بازار ممتازند. این افراد حتي در زندگي فردي نیز خرسند و كارآمدند و تواني را در اختیار دارند كه موجب مي گردد افرادي مولد باشند.
در واقع مدیریت سازمان ابتدا بایستي با تكیه بر هوش هیجاني مسیر را حس كند و دورنما را مشخص كند و مأموریت سازمان را تشخیص دهد و بعد با استفاده از قواعد علمي و تئوریك بازاریابي به اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود دست یابد. احساس خدمتگزاري به مشتریان، همدلي درون سازماني در جهت حفظ مشتریان و تعیین رسالت سازمان مسائلي نیستند كه از طریق مباحث تئوریك بتوان بدانها پرداخت بلكه نیاز به هوشي برتر دارند.

نتیجه گیري

خرید و فروش و بازار و مدیریت و تجارت به صورتي اجتناب ناپذیر با عامل انساني سروكار دارند. چه در محیط داخل سازمان كه سلول اصلي تشكیل دهنده واحدها افراد مي باشند و چه در محیط خارج از سازمان كه مدیریت با عوامل متعدد انساني سروكار دارد.
از دولتمرداني كه قوانین تجاري را تدوین مي كنند و گروه هاي مرجع اجتماعي مثل قهرمانان ورزشي و هنرمندان كه سلایق مردم را در خرید اجناس و رواج می دهد و جهت دهي مي نمایند و نهاد خانواده كه بخصوص در خریدهاي بزرگ كانون اصلي مشورت مي باشند و مشتریان نهایي كه خریداران اصلي هستند تا نمایندگي هاي فروش و توزیع همگي عامل انسان را به عنوان هسته مركزي با خود همراه دارند. هوش هیجاني به عنوان توانایي درك احساسات و نیاز دیگران كمك بسیار كارسازیست در جهت هدایت دیگران در راهي كه منتهي به اهداف بلند مدت و كوتاه مدت سازماني و رضایت افراد و جامعه مي شود.

مقالات مشابه

عوامل جمعیت شناختی موثر در بازار

عوامل روانشناختی موثر بر بازار

About محسن حیدری

من محسن حیدری دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه علامه طباطبایی و متخصص در زمینه طراحی سایت ، روانشناسی فروش ، سئو و بازاریابی اینترنتی هستم. و مسرورم از اینکه دانسته هایم را با کاربران و بازدیدکننده گانم درمیان میگذارم و آماده ارائه روش های نوین و موفق در بازاریابی ، راه اندازی کسب و کار اینترنتی و طراحی سایت می باشم.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به گفتگو ملحق بشید ؟
در صورت تمایل همکاری کنید !

پاسخ دهید